دولت دهم * مشروح مناظره ميرحسين موسوي و مهدي کروبي
به گزارش ايرنا متن کامل اين مناظره به اين شرح است :
مهدي کروبي درشروع اين مناظره گفت: سلام عرض مي کنم به ملت شريف و بزرگ ايران که صاحب کشور و صاحب انقلاب هستند و مي دانم با حساسيت مطالب را گوش مي دهند براي انتخاب و اميدوارم که انتخابات پرشور و پر نشاطي داشته باشيم.
کروبي همچنين خطاب به ميرحسين موسوي که آن سوي ميز مناظره نشسته بود گفت همينطور سلام عرض مي کنيم به برادر بسيار خوبمان جناب اقاي مهندس موسوي رقيب محترممان.
مير حسين موسوي نيز به عنوان عرض سلام به بينندگان گفت من هم سلام عرض مي کنم خدمت مردم شريف عزيزمان و همه کساني که امروز با آگاهي و شور در صحنه انتخابات هستند و سعي مي کنند اين آگاهي را با حضور همه جانبه خودشان در سراسر کشورمان گسترش دهند. همچنين سلام عرض مي کنم خدمت شما مجري عزيز و همچنين سلام خدمت برادر بسيار ارجمندم جناب آقاي کروبي که از دوستان قديم انقلابي بنده هستند و ما سابقه بسيار طولاني خدمتشان داشته و داريم.
پورحسين مجري اين مناظره با ياداوري نکته اي که در مناظرات قبلي نيز تذکر داده بود گفت از کانديداهاي محترم حاضر در مناظره انتظار داريم به نقد برنامه هاي يکديگر بپردازند و اگر نقد کانديداي غايب انجام شود حقي براي کانديداي غايب در نظر گرفته مي شود که بتوانند از حق خودشان دفاع و صحبت کنند. به همين منظور آن زماني هايي که تا بحال در چند مناظره بوده دقيقا محاسبه شده و در آخرين مناظره اعلام خواهد شد.
مجري در ابتداي بحث از کروبي سوال کرد: شما از مدت ها قبل در صحنه بوديد و شايد جلوتر از همه در صحنه آمديد و برنامه هاي مفصلي در زمينه هاي مختلف اقتصادي اجتماعي ، فرهنگي، سياسي ، سياست داخلي و سياست خارجي اعلام کرديد و از يک سو شما رقيب جناب اقاي مهندس موسوي هستيد و از سوي ديگر اينگونه گفته مي شود و شواهد اينطور نشان مي دهد که هر دو از يک جريان سياسي هستيد قاعدتا بايد انگيزه ها يا برنامه هاي متفاوتي داشته باشيد و يا برنامه هاي متفاوت يعني نقاط قوتي در برنامه هاي خودتان شما احساس مي کنيد که همراه رقيب خودتان همچنان در ميدان هستيد.
** دفاع از خودم
کروبي: طبيعي است و قاعدتا بايد در اين مورد هم صحبت شود. اما بخش اول صحبتم را راجع به يک مقدار دفاع از خودم مي دهم و لازم مي دانم توضيحاتي بدهم.
من حتي الامکان مراقب بودم به دو علت وارد بحث هاي خصوصي خودم نشوم. يکي اينکه اگر انسان کاري انجام مي دهد بايد براي وظيفه و خدا بکند و بعد هم وقتي مي گويد، اجرش از بين مي رود و نکته سوم متاسفانه آنقدر دروغ گفته شده که ممکن است حرف هاي راست هم باور يک عده اي نشود. اما درعين حال بايد به ابهام نمونه من ناگزيرم امشب چند نکته را توضيح دهم که در جرايد و محافل مختلف مجددا مطرح است سپس وارد بحث هاي ديگرم همين طور به نوبه مي شوم.
اين قسمت را من مخصوصا کتبا مي خوانم. قسمت اول، قبل از ورود به هر بحثي بايد بگويم که در اين دوره از انتخابات ابتکار تازه اي پيدا شد که قابل تقدير است و آن هم مناظره ها بود اما متاسفانه در سطح جامعه و برخي مطبوعات خاص مساله اي وجود داشت. عده اي با تهمت زدن به ديگران راه خود را باز مي کنند که در مناظره، همه مردم نمونه اش را ديدند. عده اي با تهمت و ترور شخصيت مي خواهند کار خودشان را پيش ببرند نه فقط در مورد آقاي مهندس موسوي بلکه ديگران هم همين طور. بلکه در مورد من نيز کساني که مرا سد راه استبداد طلبيشان مي دانند و به دليل سابقه روشن انقلابي و روحاني من نمي توانستند تهمتي بچسبانند، متوسل به شبهه پراکني شدند.
** "شهرام جزايري" را عليه من علم کردند
مثلا درست پس از ماجراي برخورد شديد من با زنداني کردن آقاي "لقمانيان" نماينده همدان در مجلس، داستان "شهرام جزايري" را عليه من علم کردند. درست هفته بعد از ماجراي چيز آمد. يعني وقتي من گفتم مجلس نمي مانم يا بايد لقمانيان آزاد شود. درست هفته بعدش آن ماجرا شد که بارها جواب آن را گفته ام و اين روزها هم در سم پاشي هايشان مطرح مي کنند
از اينکه ماجراي شهرام جزايري چه بوده و چه دست هايي در کار بوده است، فعلا مي گذرم و در مواقع خودش مسائل را براي همه مي گويم. اما اولا بد نيست به روزنامه هاي همان ايام مراجعه کنيد تا ببينيد چه کساني از مقامات پول گرفته بودند و صدايش هم در نيامد.
و چه کساني از دو جريان و دو طرف چون هياهو نکردند، نامشان برده نشد. چون من آمدم وارد ماجراي آقاي لقمانيان شدم بنابر اين بايد هزينه اش را نيز بپردازم. ثانيا جزايري وقتي به عنوان کمک هاي خيريه به عده اي از افراد وجوهي مي داد هنوز اتهامي نداشت و مانند ميليونها انسان ديگري بود که در هزار سال گذشته وجوهات به علما داده اند.
علما هميشه براي فعاليت هاي ديني و يا مردمي خود از افراد حقيقي پول دريافت مي کردند و شناسنامه آنها را هم چک نمي کردند. دريافت پول يا هبه در هيچ جاي جهان ممنوع نيست، آنچه عيب دارد و خلاف است انجام کار غيرقانوني براي دريافت پول است، نه گرفتن بي قيد و شرط. اين که همه اين کار را انجام مي دهند و معمول است.
** هيچ اتهامي متوجه من نيست
ثالثا اگر در اين رابطه جرمي واقع شده بود در حکم دادگاه عليه شهرام جزايري مي آمد و تنها چيزي که در حکم دادگاه او نيست همين مساله است. دست کم در اين مورد شهرام جزايري محاکمه شده و هيچ اتهامي متوجه من نشده است. من اگر از يک نفر بدون کاري در عوض آن مبلغي گرفته ام که علما هزار سال است از خيرات و طاهرات مي گيرند و خرج نيازمندان مي کنند و از قبل از انقلاب از امام و مراجع ديگر تقليد اجازه کتبي داشته ام که وجوهات را بگيرم و در راهي که شرع تعيين کرده است مصرف کنم. اما از بيت المال مردم که ديگران ميلياردي برداشته و جواب هم نمي دهند پولي برنداشته ام.
همين جا اعلام مي کنم اگر از من يک سند داريد که از اموال عمومي و دولتي حتي اگر ناچيز هم باشد برداشته ام، منتشر کنيد اما خودشان بايد بگويند پول هاي بيت المال را چه کرده اند.
زماني ديگر چنين شايع کردند که در عروسي دختر کروبي سکه هاي طلا بر سر عروس و داماد ريخته اند که برخي باور کردند در حالي که من اصلا دختر ندارم و عروس هاي من مانند دخترانم هستند و متاسفانه روزهاي زلزله منجيل شد که من حتي بلندگو هم نداشتم.
يک توضيحي لازم است بدهم خدمت مردم. متاسفانه من رئيس مجلس سوم بودم و براي اولين پسرم مي خواستيم زن بگيريم اوراقش پخش شد. پس از اينکه اوراق پخش شد يک مرتبه زلزله آمد که من به عنوان رئيس مجلس رفتيم آنجا ديدن. نه ديگر مي توانستيم اوراق را پس بگيريم آمديم جلسه اي برقرار کرديم که اين جلسه بلندگو هم نداشت و آواز هم نداشت. عين يک جلسه به قول خودمان ماتم بود که برگزار کرديم اما آن همه حوادث پيش آمد و آنقدر اين قضايا را دنبال کردند که ماجراي مهدي کروبي و حسين فرزندش خودش يک داستاني است که اگر اين را بگويم خائفم که طول بکشد.
يا با روش هاي عوام فريبانه خانه افراد را متر مي کنند در حالي که با اين روش ها نيمي از ملت ايران هم در مرز اتهام قرار مي گيرند. من از 10 سال قبل از پيدايش حکومت جمهوري اسلامي ساکن شميران بوده و هستم. من سال 50 آمدم خيابان حکمت، مسجد صاحب الامر. مرحوم آقاي طالقاني به وسيله آقاي معاديخواه آنجا مرا معرفي کردند و خودشان آمدند پشت سر من نماز خواند و يک مجموعه بچه هاي بسيار خوب و انقلابي آنجا بودند که يکي از کانون هاي انقلاب بود و من چند سال هم زندان بودم. همه هم به خوبي مي دانند و از اول عمر زندگيمان تا به حال يک خانه داشته ايم. خانه مان هم از 16 هزار توماني شروع شده تا آمده بالا بالا. اتفاقا به خاطر انتخابات اين ماه نصفش را فروختيم و سه دانگ داريم و داريم مي سازيم. الان هم مستاجر هستم مشخص هم هست که در يک ساختماني مستاجر هستم که الان به من مي گويند امنيت شما اصلا درست نيست که اينجا باشيد.
قبلا که من رئيس مجلس بودم بارها اموالم را طبق قانون اعلام کرديم و گفتيم و جز يک نيمه خانه الان چيزي نداريم. من همين لازم است خدمت شما عرض کنم که لازم است. چون اگر نگويم حق همسرم تضييع مي شود. حتي همسر من رفته از اموال خودش ساختماني کوچک خريده کم کم بزرگش کرده، مقابل ساختمان شهيد شيرودي است و وقفش هم کرده و سند وقفنامه اش هم اينجاست. (خانمم) مي گويد من اصلا نمي خواهم براي فرزندانم چيزي بماند مي خواهم اين را وقف امام حسين (ع) و ايتام کنم. رفته باز يک زميني چون پدرش خدا رحمتش کند، ببخشيد اين را مي گويم، پدر زن من روحيه کاسبي داشت باز رفته از ستاد اجرايي، زميني خريده و پولش را هم کامل داده و آن را ساخته الان هم به دانشگاه آزاد اجاره داده، ولي وقف نکرده و اجاره نامه اش هم اينجا موجود است. حتي آن هم مشخص و موجود است که پولش را براي چه کاري تعيين کرده ولي بعضي روزنامه ها نوشتند که خانه و زمين و خانم کروبي و دانشگاه آزاد ... مال خودش است و ساخته و وقف کرده و مي گويد هيچي براي خودم و حتي فرزندانم نمي خواهم. اينها لازم است که آدم... اما متاسفانه يک سري کارها مي شود.
مجري: خيلي متشکر آقاي کروبي.
کروبي: نه اجازه بدهيد. نکته اي ديگر دارم. اگر 10 دقيقه شد حاضرم زياد بشود بعدا کم مي گذارم. اخيرا هم در کيهان نوشته بود قضيه طبقه 11 ساختمان بنياد شهيد را، مي گوييم که برخي هم آمدند و آن را تکرار کردند. اين در حالي است که در بنياد شهيد هم مانند برخي سازمان هاي دولتي و به خاطر حرمت ويژه خانواده شهدا، يک شعبه قضايي وجود داشت. چنانکه در بعضي از سازمان هاي حکومتي نيز شعباتي ويژه قضايي وجود دارد. من هم به خاطر اينکه مخالف شديد تعدد زوجات بودم اجازه نمي دادم کساني با همسران شهدا به عنوان زن دوم ازدواج کنند. آن هم بيشتر دنبال ازدواج موقت بودند که خود دولت هم در جريان است و احکام هم از امام اجازه گرفتم و امام توضيح دادند. ما مواظب دو قضيه بوديم. اين مساله را به فرزندان عزيز توضيح دهم که بدانند وقتي جنگ شروع شد دو حادثه حاد براي ما پيش آمد. يک حادثه اينکه پدر شهدا مي آمدند بچه هاي کوچک را از همسران بگيرند به خصوص همسراني که خلبان و .. بودند و حقوق خوبي داشتند. مي گفتند اينها فردا ازدواج مي کنند و بچه ها را بايد به ما بدهند. شهيد فکوري رحمت الله نزد امام رفت و گفت اگر اين جوري باشد اوضاع بچه هاي ما به هم مي خورد. بعضي ها که شهيد شدند در درگيري و يکي هم واقعش اين است که بعضي ها دنبال سوء استفاده و پول بودند که امام
حکم داد آيت الله صانعي، آيت الله اردبيلي و آقاي موسوي خوئيني ها همه اينها در جريان هستند حکم داد که يا بايد شعبه قضايي، همه اختيارات با کروبي، منتهي قاضي آنجا تعيين شود براي رسيدگي.
کل کار ما اين بود که بيايند حتي حرمت خانواده هاي شهدا را مي شکنند که ما ناچار بوديم براي اين که اموال بچه ها از بين نرود، آدمها سوء استفاده نکنند. يکي هم جلوي پدران را مي گرفتيم، زنداني هم نداشتيم. چرا، شد که پدر بچه را مخفي کرده بود نمي داد، ما هم به حکم قضايي پدر را نگه داشتيم و گفتيم تا بچه را ندهي اصلا همه زندگي ها داشت... حضانت با او است و ما داستان هاي طولاني داشتيم که يکي از زحمات بسيار سخت و دشوار ي بود که شرح آن مفصل است و من نمي رسم و اگر رسيدم آخر سر عرض مي کنم.
کروبي: اجازه دهيد. عذرخواهي مي کنم. ناچارم يک جمله توضيح دهم. دو مطلب را بايد بگويم. يکي اينکه فرمودند که 20 ميليارد تومان براي پيامک هاي شما داده ايم. اصلا
20 ميليارد تومان را بچه هامون امروز رفته اند مي گويند ما هفت ميليون تومان تاحال داده ايم براي پيامک ها و اين کجاست، چه جوري است که ما طبعا در پي تعقيب آن هستيم.
يکي هم جناب آقاي احمدي نژاد که قابل مذمتي نيست که چي باشد. ديشب شما ديديد ايشان چقدر مانور داد که روزنامه شما آمده عليه ما. من هم واقعا مسائل اخلاقي را خيلي مواظبم و امروز که بررسي کرديم ديدم که روزنامه اعتماد است. يعني برادر بزرگوار رييس جمهوري که اينقدر از کارشناسي ارشد دم زد بين روزنامه اعتماد و اعتماد ملي فرق نگذاشته که در اينجا توجه بفرماييد عکس خانم رهنورد هست. عکس خانم من هم هست و عکس ايشان هم هست. من خداشاهد است نمي دانم آن مطلب هم چيست، مربوط به روزنامه اعتماد است که جناب آقاي حضرتي مسئول آن است.
هيچ هم خوب و بد آن را نمي دانم. اين هم قضيه اي است که ديشب گفتند...
** مي خواهم درباره انگيزه هاي صحبت کنم
مجري: آيا مايل هستيد به سوالي که از آقاي کروبي کردم پاسخ بدهيد. تفاوتها، انگيزه ها.
مير حسين موسوي: من مي خواهم اتفاقا در مورد يکي از انگيزه ها صحبت کنم. البته ما مسائل زيادي داريم من در جريانات انتخابات و تبليغاتي که شده بيان کرده ام در مورد مسائل داخلي داريم خارجي داريم. مساله قانون گريزي دولت داريم. در مسائل اقتصاد ملي هم در برخي موارد خسارت هاي جبران ناپذيري بر کشور وارد شده است. در رابطه با مسائل فرهنگي داريم. بستگي فضاي اجتماعي داريم. منتهي اينجا با توجه به صحبت هاي انجام شده، من فقط راجع به دو شاخص که راجع به آن ادعايي شده مي خواهم مطالبي بيان کنم و اين مساله برگشت پيدا مي کند به اينکه چقدر مردم و ملت عزيز ما متوجه شوند که آمارغلط مي دهند و چگونه اين آمار را عوض مي کنند و اگر آمار غلط باشد طبيعي است که بر اساس آن هم نتيجه گيري غلط مي شود و هم امکان نقد نظام از بين مي رود و هم نمي شود قدمي به پيش گذاشت و هم نمي شود برنامه ريزي کرد و مهمتر از آن اينکه ما بايد گمان سوء نيت هم در دگرگون کردن اين آمار بدهيم. مخصوصا اگر تکرا شود و نمونه هاي روشني را بيان کنيم.
من فقط دو سه تا ا ز اين مطالب را آورده ام که نزديک 20 شاخص است که به آنها نمي رسم ولي يکي دو تا را که مردم با گوشت و پوست خودشان لمس مي کنند عرض مي کنم خدمت مردم خودشان قضاوت کنند.
بحث شده که در صحبت هاي قبلي نرخ تورم 15 درصد است. بنده جدولي نشان مي دهم که از آمار بانک مرکزي گرفتم و انتظار دارم که دوستان عزيز ما اين را در جلوي مردم نشان بدهند که نشان مي دهد سال اول اين آمار به چه نحو بوده و چگونه تصاعد پيدا کرده است و به 25 و چهار دهم درصد رسيده است.
ادعا شده که اين 14 يا 15 درصد است که من اتفاقا همين را يک کمي پيش بردم و يک مقدار اسناد و مدارکي آورده ام که اينجا نشان مي دهد.
يکي از مواردي که مي توانم نشان دهم که مردم به حساسيت اين قضيه پي ببرند که چگونه مي شود که يک امر بسيار روشن و حساس در اقتصاد ملي ما را مي تواند آدم قلب کند و يا آدم حتي دروغ آگاهانه از آن را داشته باشد که اگر اين اسناد را ببينيد جز اين آدم نمي تواند فکري کند.
جزوه اي است مربوط به بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران، مديريت کل آمار اقتصادي که مهمترين سازماني است که در رابطه با شاخص بهاي کالاها توليد آمار مي کند. درمورد اسفند 87 در صفحه اول خواهيم ديد در جايي که با علامت سبز نشان دادم که ان شاء الله ارتباطي به موج سبزي که در کشور هست به دوستان و بينندگان ندهند گرچه بدهند هم خيلي بايد به فال نيک گرفت. اينجا نوشته شده که متوسط سال 1387 نسبت به سال 1386 بيست و پنج مميز چهار دهم درصد است. آيا مي شود گفت که مسئولين نظام ما اين را نديده اند؟ آيا مي شود گفت که اين سند رسمي دروغ است؟ يا بايد به فکرهاي ديگري باشيم که به اصطلاح يک مقاصد خاصي اين رقم اينجوري صراحتا جلوي دهها ميليون ايراني به اين شکل بيان شده و آنها را به بيراهه مي برد.
ما سوال هاي زيادي در اين ارتباط داريم که بنده باز يک مورد آن را در رابطه با تورم پيش مي برم و يک کمي آن را باز مي کنم و به سراغ يک شاخص ديگري مي روم و به همين اندازه براي مردم بين خواهد بود که چقدر در اينجا انحرافي صورت گرفته است.
تورم و نگراني در جامعه مساله اي نيست که با آمار گفته شود . مردم با پوست و گوشت خودشان احساس مي کنند. بنده عنوان کردم که 25 درصد تورم يعني کوچک شدن سفره هاي مردم ، يعني پائين آمدن امنيت، يعني پايين آمدن سلامت، آموزش، اعتياد، بد اخلاقي و دورنماي تيره براي جوانان ما. اينها چيزهايي است که مردم و قشرهاي مستضعف جامعه بايد گواهي بدهند که وضعشان دارد خيلي خوب مي شود و تورم دارد پايين مي رود يا نه.
** قيمت نخود و ماست و پياز و ...
آنچه که در دست من است دهها قلم کالاي اساسي است که باز هم همين بانک مرکزي درآورده است. مثلا مي گويد ماست پاستوره ريزه در سال 83 ، 538 تومان اما قيمت آن اکنون 994 تومان است يا نخود 710 تومان الان 1566 تومان يا پياز 200 تومان در سال 83 الان 413 تومان. البته اينها ميانگين قيمت هاست يعني اين آمار از جاهاي مختلف گرفته مي شود. گوشت گوسفند تازه با استخوان که همه مردم مي دانند اين قضيه را که 4899 تومان از 9293 تومان که من مي گويم بالاتر از اينهاست که گوشت خوب اصلا به اين قيمت ها نمي آيد.
همينطور حدود 25 رقم آمده که يکي از مهمترين آن ها مساله مسکن است. مردم بايد خودشان حس کنند که آيا چهار سال پيش وضعيت مسکن و اجاره چه جوري بوده و اکنون چگونه است.
دو مساله وجود دارد. يکي مساله اقتصادي است که اين وضع اقتصادي ماخوب نيست و بد عمل کرده ايم ولي مهمتر اينکه ما به مردم بگوييم که اصلا شما مساله نداريد. اصلا تورم نداريد. وضع شما خيلي خوب است. ارقام را دگرگون کنيم.
گفته مي شود که از امام صادق پرسيدند که آيا ممکن است يک مومن دزدي کند. ايشان فرمودند که آره ممکن است دزدي کند و آن موقع از خدا دور مي شود و اگر توبه هم کند گناهش بخشوده مي شود. چند گناه شمرده مي شود و بعد سوال مي شود که مومن آيا ممکن است دروغ بگويد. مي گويد لا والله لا والله لا والله. اين روايتي است که ما داريم. آيا ممکن است که ما جلوي مردم آن هم با اين کثرت و فراواني ما يک چيز بين و روشني را که سند و مدرک داريم و غيرممکن است هيچ از آن تخطي کنيم.
من براي اين که سريع بروم آن يکي. چون خيلي توضيح دارد اثرات تورم در اقتصاد ملي را شرح نمي دهم فقط اين را مي خواهم بگويم، مردم عزيز ما بداند هيچ دولتي در جهان نيست که يکي از اولويت هايش مبارزه با گراني نباشد به دليل آثار و عواقب بسيار وخيمي که براي اقتصاد ملي و زندگي مردم دارد.
من دوتا گراف (نمودار) ديگر نشان مي دهم که يکي گرافي است که اينجا نشان داده شد به آن شکلي که ما ديديم در جلوي مردم گفته شد در مورد منحني جيني. منحني جيني به اين معناست که هرچقدر اين رقم پايين تر بيايد نشان مي دهد شکاف طبقاتي کمتر شده و اگر بيشتر شود نشان مي دهد که وضع بدتر شده است. يکي از مهمترين گراف هاست که دولتها حساسند که مبادا قشرهاي پايين دستشان ثروت و دارايي و امکاناتشان کم شود، معناي آن ناامني، دزدي، فساد، اعتياد و فقر است. نشان داده شد که يک گرافي است که در سال 84 ، سه هزار و 996 ده هزارم شاخص ماست تا به 38 مي رسد. چيزي که با اين انحنا نشان داده شده، ما اين انحنا را داديم به دوستان کارشناس، هم رقم ها را مطابق آماري که وجود دارد تعيين کردند و هم گراف ها را بر اساس آمار بالا و پايين کردند. چيزي که به دست آمده واقعيت اين است. شما مردم عزيز اين دو تا را با هم مقايسه کنيد. اصلا هيچ ارتباطي با هم دارد اين مساله يا ندارد؟ ما چرا بايد به مردم دروغ بگوييم و باز چون به نام مذهب اين دروغ گفته مي شود باز روايتي ديگر را مي گويم. روايتي را در سيره حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم خواندم که مي فرمايد حکومت نه بايد به مردم ظلم کند و نه بايد به مردم دروغ بگويد و نه بايد به وعده اي که داده وفا نکند.
ما يکي از مواردي که حکومت با آن طريق با مردم صحبت مي کند و امکان پذير مي کند که پاسخگو در مقابل مردم باشد و به آن ترتيب در دنياي مدرن کمک مي کند که وضعيت کشور به سمت صلاح و پيشرفت برود همين مساله آمار است.
وقتي ما درهمين مساله اخلال و دگرگوني کنيم. گراف ها را بالا و پايين ببريم و بعد بياييم در جلسه اي جلوي مردم در شب انتخابات اين را جلوي مردم بگيريم و بخواهيم نتيجه اي بر عليه رقباي خود بگيريم واقعا در اين کشور روي چه بايد بايستد آن نقادي که مي خواهد بر اساس آن نقد کند و يا مردمي که مي خواهند تصميم بگيرند. گفتم ده ها شاخص در اين جزوه هست که مي توانم بيان کنم. آخرش که مي آمدم يک نفر دست من داد گفتند که 17 ميليون تن توليد فولاد ماست. بعد معلوم شد که نه بحث ظرفيت است و توليد با هم فرق دارد. ظرفيتي که ما داريم 13 تن است. مقدار توليدي که ما داريم 11 ميليون تن است. خوب چرا به مردم دروغ مي گوييم و اطلاعات غلط مي دهيم. آيا اين به نفع کشور است؟ آيا براي دو روز در روي پستي ماندن و در يک مقامي قرار گرفتن و يکي را از ميدان به در کردن درست است که به مردم ... تذکر مجري به عنوان پايان وقت ... ما عبور بکنيم؟
** چهار سال زحمت کشيدم
مجري شبکه سوم سيما از مهدي کروبي خواست دراين زمينه صحبت کند.
مهدي کروبي با بيان اينکه در قسمت دوم برنامه هايم را مي گويم گفت اولين مطلب همين است که مهندس هم اشاره کرد و وارد بحث نمي شوم.
واقعا يک احساس خطري براي کشور کردم هم الان احساس خطر کردم و هم چهار سال پيش ، اما خطر روز به روز تشديد شد و احساس کردم ، يک انقلابي به اين عظمت و با اين تمدن و با اين ملت بزرگ انجام شده است اما يک حوادث تلخي دارد پيش مي آيد.
وقتي چهار سال پيش سرنوشت انتخابات اين قسمت را در آخر مي گويم به آن صورت شد از ميدان بيرون نرفتم اما همه تلاش هايم را کردم که سرنوشت انتخابات اين نشود که شرح و ماجراي طولاني دارد.
چون پيش بيني من اين بود که کار دارد خراب مي شود و نمي دانستم چه چيزي از داخل آن در مي آيد اما مي دانستم آن شيوه اي که شروع شده که خود اقاي مهندس بعضي جلسات ان را بوده و حضور داشته ، تلاش کردم، اتمام حجت کردم همه کار را انجام دادم.
وقتي وارد يک صحنه شدم و بدان صورت هم انتخاب پايان يافت و اخر عرايضم عرض مي کنم.
چهار سال است که زحمت کشيدم ، واقعا فکر کردم که يا خودم مي آيم يا حزبم و ما جز کار حزبي راه ديگري نداريم اين طوري نتيجه ندارد.
وارد ماجرا شدم و از مدتي پيش اعلام کردم اولين نفري هستم که اعلام کردم و اين دفعه به هيچ کس نرفتم پيشنهاد کنم که شما بياييد. هر کس که گفتند مي آيد گفتم مقدمش را گرامي مي دارم مي خواستم کار حزبي کنم بر خلاف دفعات قبل که مي رفتم اصرار مي کردم اين دفعه نه اين دفعه يک شبي با مهندس موسوي در عروسي بوديم عروسي دختر آقاي صدر بود و بعضي به آقاي موسوي گفتند که شما بنا داريد بياييد يا نه ؟ ايشان يادم نيست گفت آره يا نه من اصلا سکوت کردم چون بنا نداشتم ديگر دنبال کسي باشم بنا داشتم کار حزبي و تشکيلاتي انجام دهم لذا آمدم وارد اين بحث شدم و شش بيانيه تاکنون داده ام .
اول احياي سازمان مديريت و برنامه ريزي و شوراي پول که توضيحاتي قبلا داديم ايشان هم اشاره کردند ديگران هم اشاره کردند و مغز کشور رفته ، مگر مي شود مديريت و برنامه ريزي در کشور نباشد اگر نباشد يعني هيچ يعني زمان قاجار . من يک دفعه ديگر هم گفتم که اين مي شود زمان يک سلسله که يک جوان به من گفت که شما آدم خوبي هستيد چرا به آن سلسله اهانت کرديد گفتم عذرخواهي مي کنم شما درست مي گوييد .
کروبي : کي گفت کجا حساب اين جوري بوده که همين جوري باشد اولين بيانيه شوراها بود که پذيرفته نشد و لذا گفتم فورا احيا مي کنم و نواقص آن را هم برطرف مي کنم . بيانيه دوم را دادم که سهام نفت بود گفتم نفت مال ملت است که فعلا ان را دو قسمت مي کنم يک قسمت آن صادراتش است که الان در اختيار دولت باشد و براي دولت و براي کار زيربنايي و همه قضايا ،يک قسمت آن براي مصرف داخلي است نه گداپروري، پول حق ملت است پولشان را به آنها مي دهيم در واقع آن تشکيلاتي که به وجود مي آوريم مردم دو نوع برخورد مي کنند يا مي آيند ماهانه خود را مي گيرند و سه ماه يک مرتبه داده مي شود به آنها که نياز دارند يا نمي خواهند که برايشان سرمايه گذاري مي کنيم چون پول خودشان است.
حد اعلاي احتياط هم کردم و به دوستان خوبم گفتم حد اعلاي احتياط را بگيريد که مطمئنا بتوانم انجام دهم.
لذا همين الان اقايان محترم و يک گروه اقتصادي که آنان را قبول دارند و خودشان هم مدت ها روي آن کار کرده اند و من نيز در آن قضيه بودم که نمي خواهم حزبشان را نام ببرم ، گفتند همين الان هم بيشتر مي شود حساب کرد نفت هم بيشتر مي شود همان حد احتياط را گرفتيم و گفتيم آن را به مردم مي دهيم
هرکس خواست مي گيرد و هر کس خواست نمي گيرد سرمايه گذاري برايش مي شود، ديگر پول در اختيار دولت نيست که کرکري براي مردم بخواند و هر طور خواست عمل کند وقتي که پول نفت زياد بشود مي بينيم چه اوضاعي در کشور ايجاد مي شود . بايد دولت وام بگير از مردم باشد ماليات هم از انها بگيرد با آن شرحي که دادم اگر بخواهم وارد شوم وقت کم است .
بيانيه سوم من درباره حقوق شهروندي است ما انقلاب کرديم اين کشور اقوام و مذاهب مختلف داشته است.
من مي بينم اين سالها چه بلايي بر سر اين ملت توسط جمعي خودسر آمده ، آقا درويش است ، براي چه حسينيه دراويش را خراب مي کنيد، مسلمان که هستند، اصلا مسلمان هم نباشند شيعه هم نباشند، شهروند يک کشور مي رود در آنجا ذکر مي گويد آنهم چه خانواده هايي چه شخصيتهايي حسينيه امنيت ندارد آيا بايد خراب شود امروز بروجرد، فردا اصفهان ، پس فردا کرج روز ديگر قم ، لذا به تناسب من نامه نوشتم مي دانستم براي آن نيز بايد هزينه کنم از قم به مراجع نوشتم .از همه حقوق ملت دفاع مي کنم ،سني، شيعه، مسيحي . من ارتباط با يهوديان مسيحيان زرتشتي ها در کشور دارم دگر انديشاني بودند ، خطم هم مشخص است آرمانم را هميشه گفتم که من در چارچوب جمهوري اسلامي امام هستم.
آنهايي که تبيين کننده قانون اساسي بودند نه اين نظر تنگها بارها هم گفتند واقعا خدا پدرشان را بيامرزد گروه کيهان را . کيهان از من سوال مي کردند مي گفتم نه من قانون اساسي مي گويم اما نه قانون اساسي شما که فلاني مي گويد . ان زمان رفتند هم نقدها را نوشتند هم اين را نوشتند از يک جهت هم خوشم آمد رفتم خواستم مصاحبه هم انجام دادم.
مي خواهم بگويم يعني آمده ام براي دفاع از حقوق مردم لذا از زنداني سياسي دفاع کردم ، از عدم صلاحيت ها دفاع کردم، از مطبوعات و از کل حوادثي که اين چند سال براي اين ملت پيش آمده به شدت دفاع کردم يعني چه اين همه عدم صلاحيت ؟
20سال در مجلس بوده بعد ردش مي کنند بنابراين از حقوق اين ملت دفاع کردم ، مرزهايم هم مشخص و معينه که در چه خطي هستم .
ما متاسفانه آدمهايي داريم که اينچنيني نيستند يعني وقتي آقاي دکتر سروش حرفي ميزند که آنها خوششان مي آيد خيلي دکتر سروش بزرگ است الان وقتي دکتر سروش از من تعريف مي کند يک کمونيست را وادار مي کنند بهش بد بگويد و به او اهانت بکند اصلا من اين چيزها را قبول ندارم اين را بهش مي گويند تضارب افکار ؟ سليقه من معلومه ديدگاهم معلومه از حقوق خانمها به شدت دفاع مي کنم مي گويم خانمها بايد حضور داشته باشند ، خيلي هم فعال و خوبند، الان هم اعلام مي کنم ، فردا تبريز هم مي خواهم بروم انشا... خانم اعلام مي کنم براي کابينه ام ، از نيروهاي مختلف استفاده مي کنم يعني چتر انقلاب اسلامي ، چتر نظام جمهوري اسلامي را باز مي کنيم ، از نيروهاي خوب استفاده مي کنيم ، طبيعي است که آنهايي که با من کار مي کنند در اولويت هستند اما هر نيرويي که بخواهد مخلصانه براي جمهوري اسلامي کار کند و در خدمت اين کشور و ملت باشد ، کار مي کنم با آنها و و ظيفه ام را انجام مي دهم .
صندوق ذخيره ارزي را عرض کردم چه کار کنم خلاصه شش تا بيانيه تا حالا دادم همه را به جد اجرا و عمل مي کنم .
** برنامه هايمان خيلي به هم نزديک است
مجري از موسوي خواست نظرش را دراين زمينه ارائه دهد.
ميرحسين موسوي : بنده در بخش بعد برنامه هايم را اعلام خواهم کرد ، البته بخش عمده آن ما با هم خيلي نزديک هستيم .
من مي خواهم از فرصت استفاده کنم که بنده در يکي دو هفته اخير احساس کردم که حمله اي به دهه اول انقلاب دارد صورت مي گيرد به بهانه شرکت من در انتخابات.
آن دهه اولا مربوط به من نيست، مربوط به حضرت امام است ، مربوط به صدها هزار شهيد است و متعلق به سرداران شهيد است و مديران شجاع .
مهمتر از آن متعلق به همه مردم و ملت ماست که با صبر انقلابي خود و تدبير خود کشور را اداره کردند به بهترين وجه در حالي که 5 استان ما در زير بمباران بود و ما مورد تهديد بوديم و محاصره ، بندرهامون را مي زدند ، ترمينالهاي نفتي مان را بمباران مي کردند هر روز ما فاجعه اي داشتيم درسطح بين الملل در داخل کشور اداره مي شد به نحوي که خود مردم ذائقه از آنجا دارند .
منتها مي خواهم از اين مسئله استفاده کنم چون يک بي انصافي هايي هم در اين رابطه شده اشاره کنم به اين دليل که کمي تذکري باشد که مبادا نگفتن اينها باعث يک انحرافاتي بشود ، البته در آن دوره نهادهاي انقلابي ديگري هم داشتيم که شبيه جهاد خدمات بزرگي انجام مي دادند، مردم مي دانند، دولت زمان جنگ طرفدار مستضعفان بود ، طرفدار محرومان و قشرهاي پايين دست جامعه بود و آنها را ستون و رکن اصلي انقلاب مي دانست و به آنها خدمت رساني مي کرد ، هيچ موقعي بحث نشد و آمار و اطلاعات دقيق اين مسئله بيان نشده ولي خود مردم در اين زمينه بهترين قاضي هستند ولي من مي خواهم اشاراتي در اين رابطه بگويم که در زمان جنگ که معمولا سهم امور اجتماعي در هزينه ها پايين مي آيد به دليل هزينه هاي جنگي ، ما سهم امور هزينه اي به اصطلاح امور اجتماعي از 18.4درصد که در سالهاي 1352تا 1357بود به ميانگين 39.5در زمان دوران دفاع مقدس رسيده است .معناي اين جهت گيري اين است که بي سابقه ترين سرمايه گذاري براي آن کساني که حضرت امام گفت، ولي نعمت ما هستند انجام گرفت .
من فکر مي کنم ، همه قشرهاي پايين دست جامعه ما ذائقه آن فضا را دارند اين را البته به عنوان منت نمي گوييم ، حق مردم بوده بايستي اين کار را مي کرديم و بايستي اين کار صورت مي گرفت و اين حس را در همه اقشار ملت ما مي دانم که حسش است .
يعني در کمال هزينه هاي گزاف جنگي ما اين مسئله را اهتمام مي کرديم و فکر مي کرديم به معناي واقعي حمايت از جنگ است که با بي انصافي گفته شد ، هزينه هاي جنگ 14و خورده اي درصد است که خود آن را در جاي ديگر بهش مي پردازم.
در همان زمان جنگ ساختار شبکه بهداشتي و درماني کشور شد که يکي از درخشان ترين برنامه هاي بهداشتي در سطح جهان بود و استانداردهاي ما را در سطح جهان افزايش داد.
اميد به زندگي از 51 سال به حدود 61 سال در دوران جنگ افزايش يافت در حالي که بايد کاهش مي يافت و اين از افتخارات بزرگ دوراني است که بنده در خدمت مردم بودم.
کاهش نرخ مرگ و مير کودکان زير 5 سال از حدود .14 نفر در ...1 نفر به 68 مورد رسيد که اين ارقام مورد تاييد همه سازمانهاي بين المللي بهداشت و درمان در جهان است.
کاهش نرخ مرگ و مير کودکان زير يک سال از ..1 مورد در هزار تولد به 53 مورد کاهش يافت. کاهش نرخ مرگ و مير مادران در زايمان از .22 مورد به 56 نفر کاهش يافت، نرخ باسوادي از 41 درصد به 61 درصد رسيد و کاهش جمعيت زير خط فقر از 45 درصد به 25 درصد بالغ شد.
مردم بيخود نيست که به آن دوره علاقه دارند هر چقدر هم جوسازي شود آن ذائقه را نمي شود از بين برد،هر چقدر ما بخواهيم آن دوره را تيره کنيم، باز نمي توانيم آثار آن را از بين ببريم ، بنده در مقابل مردم تعهد مي کنم ، باز توجه ما به اين قشر خواهد بود ، ما اقتصاد صدقه اي نخواهيم داشت بلکه اعتقاد داريم اگر پولي و امکاناتي در اختيار دولت است، حق مردم است و بايد در بهترين شکل هزينه شود تا کيفيت اقتصاد مردم ارتقاء پيدا کند.
به ياد داشته باشيم وقتي مردم مشکل سفره و بهداشتشان را دارند و بسياري مشکلات امنيتي دارند به هيچ وجه نمي توانند از حقوق شهروندي و مدني خود و حقوق انساني خود بهره مند شوند.
فردي که دو سه شيفت کار مي کند، نمي تواند زندگي خود را بگذراند و در خانه اش معتاد هست ،مريضي هست ، عدم آموزش کامل هست ، مشکلات خانوادگي و اجاره هست و اينها چيزهايي است که مردم بايد خودشان قضاوت کنند سياست هايي که ما داشته ايم و ريزش پول عظيمي که به صورت انبوه در ساليان اخير داشتيم ايا به سمت بهبود پيشرفته است يا نه .
جوسازي مي کنند که ما حقوق ها را افزايش داده ايم و دولت هاي بعدي ممکن است آن را کاهش دهند، به هيچ وجه،
شما اگر چيزي را افزايش داده ايد، حق مردم بوده است و اعتراض ما به شما اين است که چرا قوانين را دير اجرا کرديد و چيزي را که دوسال پيش يا سه سال پيش بايد اجرا مي کرديد درست شب هاي انتخابات اين تصميمات را گرفتيد و تازه اين کارهاي شما به دليل اين است که هيچ نوع سرمايه گذاري براي کارهاي مولد نمي کنيد، هيچ اقدامات درست واساسي انجام نمي دهيد واينها نمي تواند منجر به بهبودي کامل و درست در حيات قشرهاي جامعه شود.
در اين قسمت مصاحبه مجري برنامه گفت چون بيشتر سخنان شما ناظر به کانديداي غايب بود وقت براي ايشان منظور مي شود
موسوي هم گفت ايشان که هميشه وقت دارند هر جا که بخواهند استفاده مي کنند، من در صحبت هايم از کسي اسم نبردم.
وي افزود: ايشان در صحبت هاي خودش عنوان کرده است که سرمايه گذاري صنعتي و توليد در زمان جنگ صفر بوده است ، بنده مي خواهم بگويم، يکي ديگر از دروغ هاي مسلم ايشان اين بوده است.
مگر طرح آذرآب آن زمان ساخته نشد مگر طرح مبارکه 92 درصدش آن زمان ساخته نشد؟ مگر جاده بافق بندرعباس آن زمان ساخته نشد مگر آن همه کانال ها و سدها آن زمان ساخته نشد مگراينهمه کانالها مگر براي نخستين بار سيلوها آن زمان بدست متخصصان خودمان ساخته نشد؟
ما نزديک 300 طرح قوي در کشور داشتيم که از مجموع ديگر طرح هاي تحت عنوان طرح هاي انقلاب جدا و سعي کرديم درست همان طور که درباره تانکها و توپ ها و براي بنزين هواپيما ها ارز و ريال مي داديم آمديم در خدمت همين طرح ها قرار داديم و گفتيم نبايد بودجه اين طرح ها کم شود زيرا وقتي جنگ تمام مي شود با کشور ويراني روبرو نباشيم ، من بازسازيها را مطرح نمي کنم اما آيا دروغ گفتن به مردم به خاطر يک صندلي رياست جمهوري اينقدر اهميت دارد که ما يک دوره پرافتخار را اينگونه سياه کنيم؟ آيا ارزش اين قضيه را دارد که ما به مردم به طور صريح دروغ بگوييم؟
بنده واقعا تعجب مي کنم درديگر کشورها ، شاخص ها و آمار به قدري روشن و گوياست که در اينطور موارد همه اعتراض و همه صحبت مي کنند.
بنده مي خواهم از سازمان بازرسي کل کشور واز هر سازمان ديگر همين جمله ايشان را که مي گويد، همه طرح ها در آن زمان خوابيده بود را بررسي کنند و طرح هاي مهم انقلاب را که در مجلس نيز آن زمان مطرح بود و از افتخارات دولت بنده است بررسي کنند و ببينند چه وضعي داشته است به هر حال اينها وضعي است که ما مجبور هستيم جايي نداريم و بايد همين جا جلوي مردم بگوييم و هيچ فرصتي غير از اينکه اين مسائل را در اينجا به مردم انتقال دهيم نداريم.
ديروز به کرج رفتم دهها هزار نفر جمعيت آنجا جمع شده بودند، بلندگو را قطع کردند ، چند تا چيز در وسط جمعيت منفجر کردند اتوبوس به حرکت درآمد، چندسنگ از دور دست پرتاب کردند و شيشه هاي اتوبوس را شکستند ، آيا اين وضع براي انتخابات خوب است؟ اگر اينچنين است واقعا حضرات ادامه دهند ببينيم به کجا مي رسيم.
** اصلاح قانون اساسي
با پايان يافتن وقت اين بخش از صحبتهاي ميرحسين موسوي، مجري از کروبي خواست نقطه نظرات خود را بيان کند.
مهدي کروبي گفت : بخش ديگري که قصد دارم در مورد آن صحبت کنم راجع به اصلاح قانون اساسي است وقتي من وارد صحنه شدم در مواردي هم بايد اقدام کنم که يکي از آنها اصلاح قانون اساسي است و مثال هايي هم زدم. مثل شوراها يعني ما بايد کاري کنيم که شوراها بتوانند يک حالت پارلماني داشته باشند و اختيارات بيشتري داشته باشند تا بتوانند کارهايشان را انجام دهند. البته بارها اعلام کرده ام که اين يک پيشنهاد است پذيرفتن آن مقوله اي جداگانه است . و يا در مورد نظارت استصوابي وقتي شوراي نگهبان هست و نظارت مي کند نيازي به نظارت استصوابي نيست و من نظارت شوراي نگهبان را قبول دارم زيرا اگر اين نظارت نباشد ممکن است دولت ها بيايند مجلس فرمايشي ايجاد کنند اما بايد محدوده آن مشخص باشد. و به وضوح بايد اطلاع رساني شود تا سليقه اي نشود هر وقت هر طور دلشان خواست عمل کنند وگرنه من هم طرفدار اصل نهاد شوراي نگهبان هستم و هم نظارت بايد باشد . براي مثال در مورد رياست جمهوري . باز هم مي گويم قانون اساسي دو بخش دارد يک بخش آن قابل تغيير نيست جمهوري اسلامي ، حکومت ديني که مجتهد جامع الشرايطي در راس آن باشد اين ها براي بنده اصل است اما اينکه در هر کاري دخالت کنند و هر کاري خواستند انجام دهند نمي شود و بايد حدود اختيارات و کارها بايد در قانون اساسي مشخص شود که بتوانيم مواردي مثل اصل 44 را به خوبي پياده کنيم. در يک فضاي خاصي قانون اساسي را تصويب کرديم ده سال پس از آن ايجاب کرد که برخي موارد آن اصلاح شود حالا هم بايد ضرورتا تلاش کنيم از اين ظرفيت قانون اساسي در بخش هاي مختلف خوب استفاده کنيم در مواردي هم که مشکلي داريم بايد مطرح کنيم تا اصلاح شود . همانطور که گفتم درست مانند فرانسه که جمهوري است در اين جا هم جمهوريت اصل است .
بحث بعدي من درباره اصول معطل شده قانون اساسي است يعني اصولي همچون اصل 15 ، اصل 19 بايد اجرا شود . تبعيض هايي که در جامعه ي ما بين اقوام وجود دارد بايد از بين برود همه ي انسان ها از نظر حقوق شهروندي درجه اول هستند و بايد باشند . اين دخالت هاي خودسرانه که افراد در حريم خصوصي مردم مي کنند و متعرض آنها مي شوند بايد برداشته شود . من در جايي که اختيار دارم از قانون اساسي به خوبي استفاده مي کنم و جايي هم که اختياري ندارم تعامل و گفت و گو مي کنم و از اختيارات ديگران استفاده مي کنم در بخش هاي مختلف . آنجا هم که نتوانم کاري انجام دهم صادقانه به مردم مي گويد من نتوانستم کاري انجام دهم. پس بخش سوم عرايض من اجراي قانون اساسي و قوانين عادي و اختياراتي که دولت بايد براي کارهايش داشته باشد با حفظ حرمت همه ي خطوط لازم الاجرا. اين طور نيست که هر کسي خواست بيايد ومطالب نادرست اعلام کند. من آمار زيادي دارم از دانشجوياني که هر روز محروم مي شوند از تحصيل و تحقير مي شوند. يا در مورد مميزي انتشارات و برخوردهاي سليقه اي که با نويسندگان با شخصيت انجام مي شود و يا در مورد هنرمندان و موسيقيدانها بايد حقوق همه ي اينها رعايت شود و بتوانند در کشور بزرگي مثل ايران با بزرگي زندگي کنند و هر کسي نتواند به هر شکل به آنها توهين کند . من کابينه اي تشکيل مي دهم و نظارت کافي هم بر آن خواهم کرد تا کارها به خوبي پيش برود. بيمه تحصيلي فرزندان را هم از دبيرستان به بعد پيگيري خواهم کرد و پول به حسابشان واريز خواهد شد تا براي آينده شان باشد. در ادامه عرايضم اجراي قانون اساسي و اگر عيوبي هم هست مطرح خواهم کرد تا انشاء الله عملي و اجرا شود .
** کتاب موسوي
در ادامه اين مناظره ميرحسين موسوي گفت من بخش سوم سخنانم را با بحث هايي که آقاي کروبي مطرح کردند و در آن بخش مشترک هستيم برمي گردانم. اما بحث هايي قبلا مطرح شده مبني بر اينکه بنده برنامه اي اعلام نکرده ام . از يک ماه پيش به تدريج برنامه هايي که من طراحي کرده ام در بخش هاي مختلف در نشريات و سايت هاي مربوط به ستاد من چاپ شده و اخيرا کتاب بنده به نام " دولت اميد براي آينده بهتر " انتشار يافته که توضيح مي دهم که مجموعه ي برنامه هاي بنده را به طور تفصيلي در آنجا دارد که من فهرست وار به برخي از موارد آن اشاره مي کنم و به طور وسيع در اختيار مردم قرار خواهد گرفت از طريق اينترنت هم مي توانند دانلود و استفاده کنند . فصول مختلفي دارد و برخي منتشر شده که بخشي بر مي گردد به رئوس برنامه ي اقتصادي و برنامه ي ارتقاء رفاه اجتماعي وبرنامه ي سياست داخلي ، سياست خارجي ، حوزه فرهنگ و هنر ، حوزه اجتماعي ، امور جوانان ، امور زنان که در اين ها به طور تفصيل به آنها پرداخته شده که البته من به طور تفصيلي به نمونه هايي از اينها در اينجا اشاره خواهم کرد. برنامه ي توسعه روستاها هست که يکي از مهمترين برنامه هاي ما مي باشد. برنامه تحول در نظام مديريتي کشور هست برنامه تحول در صنعت حمل و نقل کشور هست که خيلي وسيع هم مي باشد. من در يکي از مسافرت هاي استاني که مي رفتم يکي از راننده ها درددلي کرد که فکر مي کنم درد دل هزاران راننده مشابه ايشان هم باشد که در اين برنامه توجه ويژه به نقش و جايگاه عوامل اصلي حمل و نقل يعني رانندگان عزيز شده در مورد تامين آينده شغلي ، اجراي جامع و کامل بيمه هاي اجتماعي ، توجه به دوران بازنشستگي و تامين بخشي از هزينه هاي بيمه ، کمک به بهداشت و مشکلات درماني آنها ، ايجاد مجتمع هاي رفاهي فرهنگي به نام خانه رانندگان . البته يک بندي از ميان 11 بندي که فقط به دليل مسايل عاطفي اينجا بيان کردم . همينطور برنامه حفاظت از محيط زيست و برنامه ي تحول در آموزش و پرورش هست که در همکاري با دوستان فرهنگي مان که جلسات متعدد داشتيم که از جمله آنها نظام آموزش و پرورش و چيزهاي ديگر هست به اضافه مسايل بودجه و حقوق و امثال اينها در اينجا آمده است. برنامه ي تحول در آموزش عالي ، ارتقاي سلامت ، برنامه ي حمايت از واحدهاي توليدي در شرف ورشکستگي که يکي از مهمترين مشکلات کشور ما از نظر اقتصادي در حال حاضر همين است به دليل سياست هايي که به کار گرفته شده است. برنامه آينده بهتر خانواده ها در سکونت گاه هاي غيررسمي و برنامه حمايت از حقوق معلولان که يک جامعه ي ميليوني در کشور ما هستند و ما برنامه ي کاملي براي آنها داريم و ضمائمي هم اين کتابچه دارد بنام برنامه دولت اميد براي آينده بهتر. من به بخشي از اينها اشاراتي مي کنم که به بحث هايي که تا بحال مطرح شده ارتباط پيدا مي کند. يکي از آنها بحث حقوق بشر و حقوق شهروندي است که ما بطور وسيعي بحث کرديم که جزو چيزهاي نويي که در آن هست ايجاد معاونت حقوق بشر و شهروندي در رياست جمهوري است که مسايل را پيگيري مي کند به اضافه مساله آزادي ها و NGO ان جي او ها و مساله اقوام و فرهنگ هاي گوناگون و اجراي اصول 12 ، 15 و 19 قانون اساسي که يقينا مورد توجه قرار خواهد گرفت. در بحث بعدي مساله جوانان ، زنان با تاکيد بر سياست تک همسري ، تهيه و اجراي برنامه جامع رفع خشونت عليه زنان هست . اجراي قانون تاسيس صندوق بيمه زنان خانه دار و زنان سرپرست خانوار هست که خدمت خانم هاي عزيز بنده اينها را شرح دادم. ايجاد و تقويت صندوق اشتغال و کارآفريني روستايي براي فقرزدايي هست. بازنگري در قوانين شوراها باتاکيد بر حضور نمايندگان شوراهاي روستايي در شورايعالي استانها هست. در رابطه با معلمان و ارتقاي منزلت اجتماعي و شرايط اقتصادي و معيشتي معلمان هست. پرهيز از امنيتي کردن فضاي آموزش و پرورش است که يکي از خواسته هاي بزرگ معلمان بود. البته بنده کاملا گزينشي اين مطالب را بيان مي کنم و اگر مجالي بود در پايان توضيح بيشتري خواهم داد. در بخش کارگران گسترش پوشش بيمه ي بازنشستگي به همه ي شاغلان هست. گسترش پوشش بيمه بازنشستگي به تمام روستاييان و عشاير کشور و نيز اهالي شهرهاي زير بيست هزار نفر ، گسترش همگاني بيمه خدمات درماني ، کاهش سهم پرداخت مستقيم هزينه هاي بيمه ي خدمات درماني تا مرز سي درصد هست. توجه ويژه به نقش و جايگاه عوامل اصلي حمل و نقل است که به طور تفصيل اشاره کرده ام. تامين آينده شغلي براي راننده ها ، اجراي جامع و کامل بيمه هاي اجتماعي ، توجه به دوران بازنشستگي و تامين بخشي از هزينه هاي بيمه و کمک به بهداشت و مشکلات درماني آنها بخش ديگري از اين موارد است.
همچنين ما واحدهايي داريم که در شرف ورشکستگي هستند که يکي از مهمترين مشکلات حال حاضر صنعتي واقتصادي کشور ماست و آن کمک به واحدهاي توليدي که در اثر سياست هاي دولت در معرض ورشکستگي قرار گرفته اند با بخشودگي جرايم مالياتي ، استمهال (مهلت دادن) بدهي آنها به بانکها ، حذف جرايم تاخير در پرداخت حق بيمه تامين اجتماعي کارگاه ها در کنار انجام تکاليف سازمان تامين اجتماعي براي کارگران آن واحدها . همچنين بقيه ي برنامه ها مثل کنترل تورم ، نوع برخورد با صنعت نفت يا مساله ي دولت الکترونيکي و امثال اينها به طور تفصيلي در اين برنامه مطرح شده است. يا برنامه ي بهبود محيط کسب و کار براي فعال کردن بخش خصوص جزو مهمترين برنامه هاي دولت است که براي آن يک نهادي هم پيش نهاد شده براي روان سازي اقتصاد کشور با دهها شاخصي که بايد به طور سازمان يافته کار شود تا در يک شرايط روشن و سريع و در يک زمان کاملا پيش بيني شده بتوانيم به نتايج ملموسي برسيم و رديف خودمان را که براي مثال در چهار سال گذشته به شکل وخيمي در سطح جهان پايين آمده ارتقا ببخشيم و انشاءالله وضعيت بهتري را براي کشور ايجاد کنيم. براي همين هم بنده يک برنامه ي کامل در بخش هاي مختلف براي اداره کشور دارم که به تدريج انشاءالله در اختيار مردم قرار خواهد گرفت و کتابش هم از فردا يا پس فردا به طور وسيع در سطح کشور در اختيار علاقه مندان قرار خواهد گرفت.
در اينجا ميرحسين موسوي در پاسخ به مجري برنامه در مورد صنعت نفت موتور محرک گفت: ما اعتقاد داريم از زماني که صنعت نفت در کشور پايه گذاري شده به صورت يک جزيره اي بود که هيچ ارتباطي با بقيه ي بخش هاي صنعتي کشور ما پيدا نکرده است. در حاليکه دهها ميليارد دلار در اين زمينه ما سرمايه گذاري کرده ايم و اين دهها ميليارد دلار مي توانست تمام بخش هاي صنعتي و توليدي ما را تحت تاثير خود قرار دهد در يک جزيره کاملا جدا از بقيه ي صنايع کشور ما تحولاتي در خود صنعت نفت اتفاق افتاده که هنوز هم دارد اتفاق مي افتد يعني ما بازهم نياز به دهها ميليارد دلار سرمايه گذاري داريم ما در برنامه هايي که داريم سعي خواهيم کرد اين صنعت را موتور محرکه اي براي تکان دادن کل صنايع کشور بکنيم. الان در صنعت آذرآب قسمتهايي در خدمت بعضي از کمپاني هاي خارجي کارهايي براي صنعت نفت ما انجام مي دهند ولي عملا صنعت نفت ما به طور کامل تنيده در ساير صنايع ما نيست. ما زمان جنگ يک امتحاني داشتيم براي اينکه صنايع نظامي خودمان را در مجموعه ي صنعت کشور ادغام کرديم و نتيجه ي خيلي خوبي گرفتيم . گاهي مي شد که قطعاتي از يک توپ را در تبريز توليد مي کرديم ، بخش ديگري را در جاي ديگر و مجموعه اينها در يک مرکز به هم وصل مي شد و اين باعث شد در زمان جنگ صنايع ما زنده و پويا باقي بماند و حتي پيشرفت هاي علمي و صنعتي هم داشتيم. ما مي توانيم صنعت نفت را به اين شکل مورد استفاده قرار دهيم. در مورد صنعت نفت ما دو کار بايد انجام دهيم يکي تنيدن صنعت نفت با بقيه هاي بخش هاي اقتصادي کشور و ديگري در مورد خود درآمدهاي نفتي است که معتقديم از طريق صندوقي که در مجمع تشخيص مصلحت طراحي شده در خدمت اشتغال دايم و مولد قرار دهيم احتمالا اثرات تورمي کمتري خواهد داشت و ايجاد يک رشد مطمئن تري را خواهد کرد.
** موسوي هميشه به ما لطف داشته است
مهدي کروبي گفت : آقاي موسوي هميشه به ما لطف داشته است و ما هم هميشه به ايشان ارادت داشته ايم اما چون رقابت است مي خواهم بحث جدي کنم و نقطه نظراتي که دارم را عرض کنم و يقين دارم که مهندس موسوي مي داند من حسن نيت دارم و به ايشان علاقه دارم و اگر بحثي هم کردم منظور اين نيست که چيزي را زير سوال ببرم.
يک واقعيت و حقيقتي است که آقايي بنام امام خميني در اين کشور انقلاب کرد. اين امام که ما آشنا با ايشان بوديم و از قبل از 1340 با او آشنا بوديم کاملا توجه داشت همينطور که عمرش رو به پايان است يک برنامه ريزي کند که نيروهايي بسازد و آماده کند براي بعداز خودش که اينها آن رسالت و مسووليت را انجام بدهند. من حالا اگر طولاني بحث کنم با توجه به اينکه 10 دقيقه وقت دارم، وقتم از بين مي رود چون يک نکته ديگري را مي خواهم بگويم.
مثلا (امام) سال 64 براي حج مرا معرفي مي کند و مي گويد ايشان صالح است و کسي است که هم از خود ما کتک خورده، اشاره مي کند به ماجراي مسجد اعظم و هم از ساواک کتک خورده است. يعني کاملا ما را آماده مي کند براي روز سخت و دشوار و بزرگان ديگر فراوان يک چيزهايي از او شنيده اند. لذا يک طلبه ناچيز کوچکي مثل من را يک چهره مي کند. در بخش هاي مختلف يا جناب آقاي مهندس موسوي يک چهره تحصيلکرده، مي آيند وزير خارجه اش مي کنند و بعد نخست وزير مي شود اين همه مي ايستد، پشت سرحمايت مي کند تا آقاي موسوي به برکت امام چهره مي شود. امام از دنيا رفت. اشکال ما در اينجاست که دوست بسيار عزيزمان آقاي مهندس موسوي، ما سرمايه بوديم بايد مي ايستاديم و اگر مي ايستاديم و پايداري مي کرديم چه بسا کارما به اينجا نمي رسيد. اين را خيلي صادقانه بگويم.
آقاي مهندس موسوي مخصوصا چهره محبوبي هم هست.همان آن اولي هم که آقاي هاشمي رفتند چهار نفر از مجلس رفت. هنگامي که من رئيس مجلس بودم گفتم بهترين راه اين است که ما بين اين چهار نفر يکي مهندس موسوي را بياوريم که حضور در صحنه داشته باشد. حالا اين ها براي موسوي اهميت ندارد. گفتم وقتي آقاي موسوي را آورديد او را نائب رييس مجلس مي کنيم. از آن زمان تا به حال دنبال آقاي موسوي براي هرکاري رفتيم ايشان حاضر نشد وارد هيچ صحنه اي شود.
اين حوادثي که مهندس موسوي مي گويد و خوب کاري هم کرده که آمده من هم از ايشان تقدير مي کنم که آمده اگر چهره ها مي آمدند، مي ايستادند کار به اينجا نمي رسيد که اوضاع اينجوري بشود.
در رياست جمهوري رفت، هرچه رفيتم اصرار کرديم نيامد، در مجلس بعدي رفتيم نيامد،در چهار سال بعد رفتيم نيامد. خوب اين همه حادثه در کشور ما به وقوع پيوست. قتل هاي زنجيره اي شد، ماجراي دانشگاهها شد، مطبوعات را اينجور قلع وقمع کردند، ديگر حادثه اي که در اين کشور رخ نداد متاسفانه کم بوده است. خيلي قضاياي نابساماني رخ داد. من هم مي توانستم يک گوشه اي بنشينم و اين همه تهمت و افترا را نشنوم، در تهران بمانم و بگويند فرار کرد و رفت و دلارها را برداشت و رفت. من خيلي مي توانستم.
رييس مجلس شدم، ماندم وهمه هزينه ها را در اين 20 سال واقعا پرداختم و روي هيچ مساله اي نبود که من اظهار نظر نکنم و چوبش را هم نخورم.
مهندس موسوي به خوبي مي داند در بازنگري قانون اساسي بوديم و خيلي مسائل را با هم مي گفتيم به آن تيزي که ايشان دارد، به هيچ وسيله مهندس موسوي حاضر نشد خود را هزينه کار کند. ببخشيد اين هيچ اختلافي نيست. من مي خواهم بگويم يک مراکز قدرت عجيب و غريب به وجود آمده و الان هم که آمده بسيار کار خوبي کرده است.
اگر آقاي موسوي پايش را عقب بگذارد حمله به ما شديدتر مي شود و اين واقعا اعتقاد من است.
من شبي به آقاي يونسي گفتم که آقاي خاتمي اشتباه کرده آمده است اما به ايشان بگوييد که مبادا کنار بروي و اگر الان بروي حملات به ما شديد تر مي شود و ما در تنهايي بيشتري مي مانيم. چند شب جايي مهمان بوديم ، زماني بود که آقاي خاتمي رها کرده بود و رفته بود و ديديم همه در حال کما هستند و هر کسي حرفي مي زند. يونسي گفت اين آقا اشتباه کرده آمده است اما حالا که آمده تو را خدا نرود که اگر رفت حملات به ما شديدتر مي شود و مراکز قدرت...
آقاي مهندس موسوي عنايت کرد در ماجراي گفتگويي که بنا بود بيايد چون اين دفعه هيچ بحثي نبود به من گفتند گفتم مي روم خدمتشان و صحبت مي کنم. مهندس محبت کرد به منزل ما تشريف آورد و روز تولد وجود مبارک امام صادق روز تولد رسول خدا، فرمود ديروز که من فلانجا بودم گفتند مي ماني يا نه و من گفتم حالا که هستيم. گفتم مهندس مبادا بگويي حالا که هستيم. بايد سفت بگوييد هستيم تا آخر هم مي مانيم. مي خواهم بگويم يک وقت شائبه اي نشود. زيرا شياطيني در جامعه داريم که وقتي اين نحوه حرف مي زنند خيال مي کنند کسي مي خواهد مقابله کند.
واقعيت اين است که مشکلات و سختي هاي متعددي وجود دارد. من روزي که رفتم خدمت ايت الله خامنه اي براي آمدن، عقيده ام را گفتم که خدا گواه است.
گفتم آقا من دارم تصميم مي گيرم بيايم اما آمدنم را يک جهاد و فداکاري مي دانم و چهار دليل را برايشان شمردم که مشکلات چيست و امروز اين را به ملت ايران مي گويم که البته آن را با آيت الله خامنه اي نگفتم، خدا شاهد است من در زمان شاه کارهايي از قبيل مخفي کردن اسلحه و چريک انجام داده ام اما يک بار به فکرم نيامد که جهاد و فداکاري مي کنم بلکه گفتم به وظيفه ام عمل مي کنم. آقاي خميني صالح را در برابر شاه فاسق مي دانستم و من طرفدار اين حقم و گفتم براي جهاد و فداکاري مي آيم و خود را براي سخت ترين و آسان ترين شرايط آماده کرده ام. يعني هم آماده ام تا هزينه آن را بپردازم و در مقابل خودکامگي ها بايستم و از مراکز قدرتي که در کشور بوجود آمده است با خبر هستم.
اصلاحاتي هم هستم و بر سر راهم مقاومت و ايستادگي مي کنم و هر بلايي به سرم آمد و چنانچه رئيس جمهور باشم مقتدرانه در برابر آنهايي که اين کارها را مي کنند مي ايستم و سر جايشان مي نشانم و هم رييس جمهوري هستم که اگر زير مجموعه ام خواست خطا کند آنها را نيز سرجايشان مي نشانم که وارد برخي حريم ها نشوند و اين بساط را در بياورند. لذا هر دو طرف را مراقبم.
من از آقاي مهندس موسوي اين درخواست را دارم که آيا با توجه به اينکه هميشه از مشکلات و دشواريها مي گفت و بسيار هم خوب است برادرانه يک اتمام حجت بکنم و بگويم والله بالله تالله اگر مهندس موسوي فردا بگويد من نيستم به ضرر است و بايد هر دو بمانيم هر چه از آن درآمد.
اما مهندس موسوي خود را براي آن دشواريها و مشکلات کاملا آماده کرده است که معلوم نيست چه بر سر ما مي آيد و معلوم نيست چه بر سرمان مي آيد و ادامه راه اصلاحات با آن تفکر امام است. همان انديشه خوب و نابي که دارد. حرف من تمام شد. اگر تمام هم شود ديگر عرضي ندارم.
** يک دسته از حاميان موسوي کارشان فضا سازي است
من دو دسته مي بينم يک دسته دسته اي است که حلقه اي با آقاي موسوي هستند و آدم هاي خوب، مخلص و شريف. يک دسته هم هستند که آدم هاي بدي نيستند، اما کارشان فضاسازي است که مي کنند. مثلا شايعه مي کنند آقاي مهندس موسوي با کروبي خوب هستند اما کروبي راي ندارد. همان کاري که چهار سال پيش کردند و 18 ميليون راي براي آقاي معين و بيست ميليون راي براي آقاي هاشمي درست مي کردند.
با فضاسازي من مي گويم هم راي دارم هم مي ايستم و هم دولت اداره مي کنم.
کروبي افزود مي گويم من هم راي دارم هم مي ايستم و هم دولت را اداره مي کنم که داستانهاي مفصلي دارد. پاکي مهندس موسوي و دوستانش... ولي يک جرياني هست که دوباره دنبال خراب کردن کار است که چند نفري هم بيشتر نيستند.
آقاي مهندس موسوي به نظر من در اين موقعيت حساس بايد اين نکته را به مردم بفرمايند که بالاخره آيا اصلاحاتي است يا اصولگراست يا اصولگراي اصلاحاتي؟ که البته اينها را کار ندارم. مهم آن است که در مقابل سختي ها و دشواريها چه کار مي کند و خدايي نکرده در ميانه راه کار را رها نمي کند.
** مستقل آمده ام
ميرحسين موسوي: مختصري درباره صحبت هايي که اقاي کروبي فرمودند و با توجه به حسن نيت و برادري که داريم مسائلي را مطرح مي کنم.
من هميشه معتقد بوده ام که چرخش قدرت از لوازم نظام جمهوري اسلامي است و به همين دليل به هيچ وجه انگيزه نداشتم تا قبل از اين ماجراهاي اخير که احساس خطر جدي کردم در صحنه باشم. احساسم اين نبود که دولت هايي که مي آيند 100 درصد با عقايد و خط مشي اقتصادي آنان يا ساير سياست هايشان کاملا معتقد باشم. احساس مي کردم قواعدي در کشور هست که آن را رعايت مي کنند و سياست هايي دارند که بعضي ها را قبول و برخي را قبول ندارم.
برخي اوقات نيز مواضعي داشتم. مثلا در مورد توقيف روزنامه ها يا حذف هايي که بر اساس نظارت استصوابي صورت گرفت مواضعي داشتم و موارد گوناگوني که در خصوص آنها من مواضع خود را اعلام کردم. حتي درباره آمدن به صحنه نيز يکبار شد که تصميم گرفتم بيايم و به دلايلي که نيازي نمي بينم موانع پيش آمده را توضيح بدهم منصرف شدم.
اما وضعيت فعلي را بسيار خطير ديدم.
با توجه به توانايي که در خودم مي ديدم در اين صحنه حاضر شدم براي برخورد با مشکلات چه از نظر اقتصادي و چه از نظر سياسي، سياست خارجي و نظاير اينها برنامه دارم و با توجه به تجاربي که در اين زمينه داشته ام.
بنده مستقل آمده ام. در حلقه اصلي تصميم گيري هاي ستاد بنده افرادي هستند که به هيچ وجه در آنها هيچ نوع گرايش منفي و مثبتي که در سطح جامعه بشود به آنها ايرادي گرفت نمي يابم. البته من فضا را باز نگه داشتم و گفتم من با اين هسته در وسط جريان هستم و مواضع خود را اعلام مي کنم به عنوان اصلاح طلبي که دائم به اصول رجوع مي کند و نقطه عزيمتش اصول است.
اعتقاد دارم همه ما اينطور هستيم و بالاخره از اصولي تبعيت مي کنيم. اولين باري که من مي خواستم اين مسئله را مطرح کنم گفتم جامعه ما به گونه اي است که مردم دلشان مي خواهد مسائل قدسي و اعتقادات سنتي خود را داشته باشند در عين حال معتقد به تحول و دنياي جديد هستند معتقد به عقلانيت هستند و از تحجر و تنگ نظري و حاکم شدن برخي نيروها خوششان نمي آيد.
به من تهمت زده شد زمان بنده کراوات ها را مي بريدند. همان گروه هايي که امروز سرکار هستند باقيمانده همان کساني هستند که اين کارها را مي کردند و فرمان 8 ماده اي حضرت امام آمد که جلوي دست و پاي اينها را بگيرد و نه در دانشگاهها و نه در جامعه حضوري نداشته باشند.
بنده در شرايط فعلي احساس تکليف کردم و بر اساس يک موضع مستقل آمدم اما دستم باز است. کساني که ساختار شکن نيستند، کساني که نظام را قبول دارند، قانون اساسي را قبول دارند و مي خواهند در داخل نظام کار کنند ما در مقابل آنها بازوان باز داريم و نمي توانيم بگوييم چرا شما از ما دفاع مي کنيد و چرا از ما حمايت مي کنيد.
آن گروه تصميم گير دو يا سه حلقه نيست بلکه يک حلقه است و ما براساس آن عمل مي کنيم واز خدا مي خواهيم کمک کند که کار را به همين شکل و در صراط مستقيم پيش ببريم.
کروبي: صاف و پوست کنده بگوييد در برابر مشکلات چه مي کنيد؟ من عرض مي کنم مشکلات جدي در سر راه وجود دارد شما با آن مشکلات چه مي کنيد؟
موسوي: من اين موضوع را خيلي خلاصه شرح مي دهم. هشت سال ما در مشکلات جنگ و توپ و تانک و جريانات سياسي که شما بهتر از من مي دانيد، که چه بلايي بر سر بنده مي آوردند ايستادگي کردم.
بنده همان ادم هستم و هيچ تغييري نکردم در آن زمان فرد قوي بودم. همه اين را مي دانند و الان هم همان فرد هستم. من به صحنه آمده ام تا با تعامل با همه نيروهايي که در صحنه هستند بتوانم مسائل کشور را حل کنم.
اتکاي من در وهله اول به خداوند متعال است. به او توکل کرد و به او پناه برده ام و بعد فکر مي کنم بايد آراي مردم را داشته باشم و با صداقت سعي مي کنم مردم را در کنار سياست ها قرار دهم و هميشه اصل را بر اين گذاشته ام. واقعا رکن اصلي حضور مردم در صحنه صبر آنها و خلاقيت انهاست و دولت تنها بستر و مجرا را باز مي کند.
همين برنامه اي که با دقت تعيين شده است در برابر اراده و حسن نيت مردم، فرع محسوب مي شود و اصل خواسته مردم است. بر اين اساس بنده چيزي که در جواب برادر عزيزم جناب کروبي مي خواهم بگويم اين است که با درک همه اين خطرات در وسط صحنه آمده ام و انشاء الله خواهم ماند.
آن چيزي که از اين فرصت مي خواهم سريع استفاده کنم و بگويم گسترش فساد در چهار سال اخير است که يکي از مشکلات اساسي ما همين است که دائم بحث فساد مي شود و مي خواهد مچ گيري شود و من معتقدم آنچه فساد ناميده مي شود مجموعه سياست هايي است که هم اکنون در حال اتفاق افتادن است. برخورد با فاسد آخرين حلقه از مجموعه حلقه هاي يک زنجيره بلندي است که ما مي توانيم انجام دهيم. قبل از آن مسيرهايي را که به فساد مي تواند بيانجامد را بايد از بين ببريم.
بايد پارتي بازي ها، خويشاوندسالاري ها، رفاقت بازي ها و حلقه هاي تنگي را که بر دور خود تنيده ايم از بين ببريم و از کار بيندازيم. ما از کساني که پرونده دارند و صدها ميليارد ثروت دارند نبايد در دستگاه خودمان استفاده کنيم. وقتي شما همه کارها را کرديد و بخشنامه ها و قوانين را درست کرديد، سياليت اطلاعات ايجاد کرديد و اطلاعات را به عنوان حق در اختيار مردم گذاشتيد و نگذاشتيد که معاملات نفتي برود در وزارت کشور انجام شود و بگذاريد در جلوي مردم و در خود وزارت نفت انجام شود آن موقع است که اگر شما به دو نفر فاسد هم برخورد کنيد آن هم نبايد شما نامش را اعلام کنيد بايد بدهيد به قوه قضاييه بگوييد ومدارک کافي داشته باشيد. شما اگر اراده و عزم داشته باشيد مي توانيد مشکلات را حل کنيد وگرنه ما هميشه سوء ظن داريم.
ما مي گوييم شما تعرفه هاي موبايل را بالا و پايين برديد و ميليارد ها تومان در اين جا بالا و پايين شد، تعرفه شکر را جابه جا کرديد، چه کساني سود بردند. من ظن مي برم همين بودجه اي که در سراسر کشور داريد و تمام پلاکاردهاي شما همه جا را گرفته است، ممکن است از همين جا تامين شده باشد. بيايد ثابت کنيد چه کساني از اين مساله سود بردند.
تعرفه ماشين ها را يک شب بالا برديد و يک شب پايين آورديد ببينيد چه کساني از اين مسئله سود برده اند.
مجري: آقاي موسوي کانديداي غايب حضور ندارد. اگر برنامه هاي خودتان...
موسوي: من راجع به سياست هاي چهار سال گذشته و به همين انگيزه آمده ام و تعجب مي کنم از شما. شما چرا وقتي که کسان ديگري اينجا نشسته اند چنين صحبتي نمي کنيد. هي اخطار قانوني نمي دهيد. تمام وقت من داده شود تا بيايد سه برابر من اينجا صحبت کند. من جلوي آقاي کروبي هم قبول کردم. بيايد هر دروغي که مي خواهد اينجا بگويد. شما ايشان اينجا دروغ مي گويد هيچ کس جلويش را نمي گيرد، يقه اش را نمي گيرد. من که اسم نبردم.
بنده يک فرد انقلابي هستم که اينجا دارم صحبت مي کنم و بر اساس اعتراض به اين وضعيتي که ايشان بوجود آورده است دارم صحبت مي کنم. اگر اين نبود که بنده نمي خواستم دوباره در اين مملکت کار کنم و همان کار فرهنگي خودم را مي کردم. ايشان اين مملکت را به جايي رسانده است که پر از دروغ و نفاق است. پرونده سازي مي کند. ايشان خجالت نمي کشد در مقابل بنده، برداشته به صورت بازي، يک عکس خانم من را برداشته هي به من نشان مي دهد و خيال مي کند که بنده روحيه ام چيز است.
خانم بنده يک روشنفکر بزرگ است. من نمي خواهم بگويم تعصب است و نمي خواهم اين مساله را قاطي کنم. ايشان تا اين اندازه خودش را پايين مي آورد. اما شما مي گوييد بنده حرف نزنم. چرا نزنم؟ ايشان هر کاري را مي خواهد مي کند،
به شما حق مي دهم، اما نماينده دادستاني بيايد بگويد من چند دقيقه درباره ايشان صحبت کرده ام و آيا حق دارد يا نه. بيايد هر چقدر مي خواهد صحبت کند. عيبي هم ندارد جلوي مردم بنده صحبت مي کنم.
مردم، همه صحبت ها را کنار هم بگذاريد، اين گراف هايي که من نشان دادم يادتان باشد. اين منحني ها را بالا و پايين مي کنند تا شما را گول بزنند. نقشه مار مي کشند و سعي مي کنند که شما را به بيراه ببرند. خوب اين چيزي است که بنده بايد به مردم مي گفتم و دارم مي گويم.
کروبي: چند جمله راجع به معلمان و ورزش و کشاورزي و ...
مجري: چون وقت ما کلا تمام شده است و صحبت پاياني هم با آقاي موسوي بود و قاعده ما به هم مي خورد. من فقط تذکر قانوني را عرض کردم آقاي مهندس و گرنه شما در بيان هر مطلبي آزاد هستيد.
موسوي: من به ايشان وقت مي دهم. ايشان که در همه جا صحبت مي کند و همه جور اتهام مي زند. صدا وسيما در اختيارشان است. سايت ها در اختيارشان، پول ها در اختيارشان ( است).